زندگی نامه نظامی
وی خیلی زود یتیم شد[۳][۴] و از ابتدا توسط دایی مادرش بزرگ شد و تحت حمایت وی تحصل نمود.مادر او از اشراف کرد بوده و این بر پایهٔ یک بیت از دیباچهٔ لیلی و مجنون («گر مادر من رئیسهٔ کرد...») دانسته شده است.[۵] [۳][۶] در باره زادگاه پدری او آنچه در تذکرهها آمده بر پایۀ برخی از شعرهای او روستای تا در تفرش است.[۷]
اغلب نظامی گنجوی را به استناد اشعاری متولد روستای تا در تفرش میدانند. نظامی خود میسراید:
به تفرش دهی هست تا نامِ او .... نـــظامــی از آنـــجا شــده نامجو
شیخ بهایی نیز در اشعار خود بهاین انتساب اشاره میکند:
ز اهل تفرش است آن گوهر پاک ..... ولی در گنجه چون گنج است در خاک
[۸].
از اشارههای موجود در خسرو و شیرین دانسته میشود که اولین همسر او، کنیزکی که دارای دربند به عنوان هدیه برایش فرستاده بود، زمانی که نظامی سرودن خسرو و شیرین را به پایان رساند و پسرشان محمد هفت سال بیشتر نداشت، از دنیا رفته بوده است.[۹] [۱۰] در لابلای شعرهای نظامی اشارههایی به دو همسر بعدی او نیز دیده میشود که هر دو در زمان حیات شاعر درگذشتهاند.[۱۱]
نظامی از دانشهای رایج روزگار خویش (علوم ادبی، نجوم، علوم اسلامی و زبان
عرب) آگاهی وسیع داشته و این خصوصیت از شعر او بهروشنی دانسته میشود. از
معاصران خود با خاقانی دوستی داشت، و در مرثیهٔ او سرود:
| همی گفتم که خاقانی دریغاگوی من باشد | دریغا من شدم آخر دریغاگوی خاقانی |
نظامی همه عمر خود را در گنجه در زهد و عزلت بسر برد و تنها در ۵۸۱ سفری کوتاه به دعوت سلطان قزل ارسلان (درگذشتهٔ ۵۸۷) به سی فرسنگی گنجه رفت و از آن پادشاه عزت و حرمت دید. نظامی هرچند شاعری مدحپیشه نبوده، با تعدادی از فرمانروایان معاصر مربوط بوده است، از جمله: فخرالدین بهرامشاه پادشاه ارزنگان از دستنشاندگان قلج ارسلان سلطان سلجوقی روم که کتاب مخزن الاسرار را به نام او کرده است، اتابک شمسالدین محمد جهان پهلوان که منظومه خسرو و شیرین به او تقدیم شده است، طغرل بن ارسلان سلجوقی و قزل ارسلان بن ایلدگز که در همین منظومه از ایشان نام برده است، ابوالمظفر اخستان بن منوچهر شروانشاه که لیلی و مجنون را به نام او کرده است.
نظامی در فاصلهٔ سالهای ۶۰۲ تا ۶۱۲ در گنجه درگذشت و آرامگاهی به او در همان شهر منسوب است.